ترجمه "luggage" به فارسی

چمدان, توشه, اثاثه بهترین ترجمه های "luggage" به فارسی هستند.

luggage noun دستور زبان

the bags and other containers that hold a traveller's belongings [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چمدان

    noun

    traveller's containers

    They picked up Dana's luggage at the carousel and headed outside.

    انها چمدان دنا را از روی چرخ نقاله برداشتند و بیرون رفتند.

  • توشه

    noun

    You have no luggage.

    هيچ توشه اي همرات نداري

  • اثاثه

    noun

    to collect carts to move the princess' luggage from Bogucharovo

    چند ارابه برای حمل اثاثه شاهزاده خانم از باگوچاروف جمعآوری کند

  • ترجمه های کمتر

    • باروبنه
    • بنه (چمدان و صندوق و سایر اسباب سفر)
    • بنه سفر
    • چمدان ها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " luggage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "luggage"

عباراتی شبیه به "luggage" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "luggage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه