ترجمه "lurch" به فارسی

دلسردشدن, ناوش, ناویدن بهترین ترجمه های "lurch" به فارسی هستند.

lurch verb noun دستور زبان

A sudden or unsteady movement. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دلسردشدن

    verb
  • ناوش

  • ناویدن

  • ترجمه های کمتر

    • جهش
    • (در برخی بازی های ورق و غیره) بیش از دو برابر حریف امتیاز آوردن
    • (قدیمی) از استیفای حق کسی جلوگیری کردن
    • (مانند کشتی در دریای توفانی) ناگهان به یک سوکج شدن
    • (مهجور) با دغلکاری یادزدی به دست آوردن
    • (مهجور) خف کردن
    • (مهجور) عمل کمین کردن
    • (ناگهان) یک وری شدگی
    • تلو تلو
    • تلو تلو خوردن (stagger هم می گویند)
    • تکان (به راست و چپ)
    • خنک شدن
    • خنک کردن
    • در خفا منتظرماندن
    • شلم کردن
    • مارس کردن
    • وارونه شدن
    • پرسه زدن
    • کج شدن
    • کمین کردن
    • یک ور شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lurch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "lurch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه