ترجمه "lure" به فارسی
طعمه, تله, دام بهترین ترجمه های "lure" به فارسی هستند.
lure
verb
noun
دستور زبان
Something that tempts or attracts, especially one with a promise of reward or pleasure. [..]
-
طعمه
nounNope, just the first whose crazy dad lured her to an alien city to get earthquake powers.
دخترش رو توي يه شهر فضايي طعمه قرار ميده تا قدرت زمين لرزه اي بدست بياره.
-
تله
nounThey lured us to keep us out after nightfall.
واسه مون تله گذاشتن تا نیمه شب بیرون باشیم
-
دام
nounThey're using the Call to lure the victim to them.
آنها دارند تماس مي گيرند.تا قرباني رو به دام بندازند
-
ترجمه های کمتر
- فریب
- اغوا
- به سمت چیزی کشاندن
- ترغیب کردن
- جذبه
- مجاب کردن
- کشش
- نواله
- چشته
- گیرایی
- (باز شکاری را با گولزنک) فراخواندن
- (بیشتر با: on) جلب کردن
- (قوش شکاری) گولزنک باز شکاری (ریسمانی که سر آن مقداری پر می بندند و برای فراخواندن باز به کار می برند)
- (هر چیزی که جلب یا وسوسه می کند) دام
- اغوا کردن
- بسوی خود کشیدن
- در باغ سبز
- وسوسه کردن
- چشته ی ماهیگیری (به ویژه چشته ی مصنوعی برای ماهیگیری با قلاب)
- گول زنک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lure"
عباراتی شبیه به "lure" با ترجمه به فارسی
-
جاذبها · جلبكنندهها · طعمههاي كنترل آفت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن