ترجمه "luster" به فارسی
درخشش, لوستر, جلا بهترین ترجمه های "luster" به فارسی هستند.
luster
verb
noun
دستور زبان
(US) Shine, polish or sparkle. [..]
-
درخشش
nounrefinement, polish or quality
-
لوستر
noun -
جلا
-
ترجمه های کمتر
- چلچراغ
- بازتابان
- بازشیدگر
- براقی
- جلوه
- بازتابانی
- تابندگی
- (هرماده ی براق کننده) لعاب
- بازتابان کردن یا شدن
- بازشیدگر کردن یا شدن
- براق کردن
- جلال و شوکت دادن به
- درخشش (از راه بازتاب نور)
- رجوع شود به lustrum
- زرق وبرق
- شهره کردن
- شکوه وجلال
- شید افشانی
- صیقلی بودن
- فرمند کردن
- فروغ (انگلیس : lustre)
- میزان براقی سطح فلز
- نام دار کردن
- نور افشانی
- هریک از منشورهای چلچراغ و غیره
- پارچه ی براق پشم و پنبه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " luster " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "luster"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن