ترجمه "lustful" به فارسی
شهوانی, شهوتران, شهوتی بهترین ترجمه های "lustful" به فارسی هستند.
lustful
adjective
دستور زبان
full of lust; driven by lust [..]
-
شهوانی
adjectiveHad their unabashed admiration been lustful it would have embarrassed him acutely
اگر تحسین و تمجید بیرودربایستی آنان شهوانی بود او را سخت دستپاچه میکرد،
-
شهوتران
They were tyrannical bullies, and the sin of their lustful fathers is likened to the perversions of Sodom and Gomorrah.
کتاب مقدّس گناه پدران شهوتران ایشان را به انحراف جنسی اهالی سُدُوم و غَمورَه تشبیه کرده است.
-
شهوتی
adjective
-
ترجمه های کمتر
- هوسران
- نیرومند
- (قدیمی) قوی
- شهوت پرست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lustful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lustful" با ترجمه به فارسی
-
(معمولا با: after یا for) شهوی بودن · (مهجور) لذت · اشتیاق زیاد · بی بند و باری جنسی و اخلاقی · تشنه بودن · تمایل شدید · حرص زدن · حشری بودن · خواسته (جنسی یا جسمانی) · شهوت · شهوت داشتن · شهوت و ميل شديد · شوق شدید · میل جنسی · میل جنسی بیش از حد · میل شدید · نظر شهوانی داشتن (نسبت به) · هوس · گرسنه شدن
-
اصول شهوانیت
-
شهوت · هوس
-
(معمولا با: after یا for) شهوی بودن · (مهجور) لذت · اشتیاق زیاد · بی بند و باری جنسی و اخلاقی · تشنه بودن · تمایل شدید · حرص زدن · حشری بودن · خواسته (جنسی یا جسمانی) · شهوت · شهوت داشتن · شهوت و ميل شديد · شوق شدید · میل جنسی · میل جنسی بیش از حد · میل شدید · نظر شهوانی داشتن (نسبت به) · هوس · گرسنه شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن