ترجمه "lute" به فارسی
لوت, بربط, عود بهترین ترجمه های "lute" به فارسی هستند.
lute
verb
noun
دستور زبان
A fretted stringed instrument, similar to a guitar, having a bowl shaped body or soundbox. [..]
-
لوت
nounstringed instrument [..]
Bart, would you care to listen to me play the lute?
بارت ، مي خواي لوت زدنم رو گوش کني ؟
-
بربط
nounstringed instrument
-
عود
nounIron may hold with her, but never lutes.
آهن ممکنه در مقابلش دوام بیاره اما عود هرگز
-
ترجمه های کمتر
- (از عربی - موسیقی)
- خمیر آب بندی
- درزگیر (سیمان خمیر مانند که با آن بند لوله ی آب و غیره را آب بندی می کنند)
- عود زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lute " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lute"
عباراتی شبیه به "lute" با ترجمه به فارسی
-
(موسیقی) عود نوازی · عود · نواختن بربط
اضافه کردن مثال
اضافه کردن