ترجمه "luting" به فارسی
عود, (موسیقی) عود نوازی, نواختن بربط بهترین ترجمه های "luting" به فارسی هستند.
luting
noun
verb
دستور زبان
Present participle of lute. [..]
-
عود
nounIron may hold with her, but never lutes.
آهن ممکنه در مقابلش دوام بیاره اما عود هرگز
-
(موسیقی) عود نوازی
-
نواختن بربط
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " luting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "luting" با ترجمه به فارسی
-
(از عربی - موسیقی) · بربط · خمیر آب بندی · درزگیر (سیمان خمیر مانند که با آن بند لوله ی آب و غیره را آب بندی می کنند) · عود · عود زدن · لوت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن