ترجمه "machinator" به فارسی
توطئه, خیانتکار, دسیسه کار بهترین ترجمه های "machinator" به فارسی هستند.
machinator
noun
دستور زبان
One who machinates, or forms a scheme with evil designs; a plotter or artful schemer. [..]
-
توطئه
and supposed that they had circumvented some one or other of Brujon's machinations.
و همچو فرض شد که توطئه بروژون هرچه بوده از پرده بیرون افتاده است.
-
خیانتکار
noun -
دسیسه کار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " machinator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "machinator" با ترجمه به فارسی
-
ماشین سنگزنی
-
ماشینهای حالات متناهی
-
حسابگر · ماشین حساب (رجوع شود به calculator) · محاسب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن