ترجمه "machine" به فارسی

ماشین, دستگاه, ماشين بهترین ترجمه های "machine" به فارسی هستند.

machine verb noun دستور زبان

A mechanical or electrical device that performs or assists in the performance of human tasks, whether physical or computational, laborious or for entertainment. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماشین

    noun

    archaic: vehicle, automobile [..]

    Sometimes machines can make an unconscious person breathe for years.

    برخی از ماشین ها برای سالها می توانند برای فرد بیهوش نفس مهیا کنند.

  • دستگاه

    noun

    I didn't know when to switch the machine off.

    نمیدانستم آن دستگاه را کی خاموش کنم.

  • ماشين

    Give us a hug, Shrek, you old love machine.

    بغلم کن شرک ، تو ماشين عشق قديمي.

  • ترجمه های کمتر

    • ماشینی
    • خودرو
    • اتومبیل
    • سازمان
    • ساختار
    • سازواره
    • بافت
    • (تئاتر) دستگاههای تغییر صحنه و غیره (به ویژه در تئاتر یونان باستان)
    • (قدیمی) وسیله ی نقلیه
    • اعضای کلیدی حزب
    • با ماشین ساختن یا انجام دادن یا تراشیدن
    • تار و پود
    • خودرو سواری
    • دستگاه (اداری و غیره)
    • دستگاه (مکانیک)
    • دستگاه رهبری
    • سازمان حزبی
    • سرد و بی عاطفه (مانند ماشین)
    • ماشین خودرو
    • ماشین ساخت 0
    • ماشین وار
    • هنر با تمهید ادبی (مثلا وارد کردن عوامل ماورای طبیعه در داستان)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " machine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Machine
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستگاه- ماشین

    a video projector, a copy machine,

    یک ویدئو پرژکتور ، یک دستگاه ماشین کپی ،

تصاویر با "machine"

عباراتی شبیه به "machine" با ترجمه به فارسی

  • ماشین سنگزنی
  • ماشینهای حالات متناهی
  • حسابگر · ماشین حساب (رجوع شود به calculator) · محاسب
  • (جمع) ماشین آلات و ابزار ماشین سازی (مانند دستگاه تراش و منگنه و مته و غیره) · ابزار ماشینی · ماشینابزار · وابسته به ماشین سازی
  • کارگاه تراشکاری · کارگاه تعمیر ماشین آلات · کارگاه ماشین سازی · کارگاه مکانیکی
اضافه کردن

ترجمه های "machine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه