ترجمه "macule" به فارسی
رجوع شود به macula, لکه خورشید, لکه پوستی بهترین ترجمه های "macule" به فارسی هستند.
macule
verb
noun
دستور زبان
A spot. [..]
-
رجوع شود به macula
-
لکه خورشید
noun -
لکه پوستی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " macule " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "macule" با ترجمه به فارسی
-
(قدیمی)لک داری · (گیاه یا جانور) نقش و رنگ آمیزی پوست یا خز یا برگ · خال · خدشه · رگه · عیب · لک · لکه · لکه کوچک · نخش بندی · نقش و نگار · پیسی · کک مک
-
(قدیمی) لک کردن · (ناموس یا شهرت) لکه دار · بی ناموس کردن · لک · لک دار · لکه دار · ملوث · ناپاک · پیس · پیس شدن · کدر کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن