ترجمه "mad" به فارسی
دیوانه, مجنون, خشمگین بهترین ترجمه های "mad" به فارسی هستند.
Insane; crazy, mentally deranged. [..]
-
دیوانه
adjectiveinsane (adj.)
I pass over the madness about parting from me.
آن دیوانه را از خودم دور میکنم.
-
مجنون
adjectiveinsane (adj.)
To morrow my dear friend said Edmond desirous of not yielding to the old man's madness
دانست که کراهت داشت خود را شریک مجنون و سفاهت این پیرمرد که بسی محترمش داشت نماید گفت فردا میخوانم امروز را معاف دارید
-
خشمگین
adjectiveIrritated, in a temper, displaying anger.
-
ترجمه های کمتر
- عصبانی
- شیدا
- بی عقل
- احمقانه
- شیفته
- آتشی
- خشم
- احمق
- غیظ
- شوریده
- نابخرد
- کالفته
- اعراض
- برآشفته
- (دام پزشکی) هار
- (قدیمی) دیوانه کردن (امروزه : madden)
- (مخفف) نابودی حتمی متقابل (این باور: سلاح های اتمی چون موجب نابودی هر دو طرف می شوند ابرقدرت ها را ناگزیر به احتراز ازجنگ می کنند)
- (معمولا با: at) خشمگین
- از خنده روده بر کننده
- بسیار خنده دار
- دچار هاری
- سخت خواهان
- مرده ی چیزی
- هیجان زده
- پریشان حال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Mad (magazine)
"Mad" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mad در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
mutually assured destruction [..]
"MAD" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای MAD در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "mad"
عباراتی شبیه به "mad" با ترجمه به فارسی
-
(دام پزشکی) هاری · آشفتگی · بیماری هاری · جنون · حماقت زیاد · خبط · خبط دماغ · خشم · ديوانگى · دیوانگی · شوریدگی · شیدایی · غضب · هاری · هیجان
-
بادنجان
-
(نادر) دیوانه · آشفته · دیوانه کننده
-
آنسفالوپاتی اسفنجیشکل گاوی · بي.اس.اي · بيماري جنون گاوي
-
برای همیشه از دست کسی عصبانی/خشمگین/ناراحت بودن
-
(جانور شاخدار) خشمگین و آماده ی شاخ زدن · (مجازی) خشمگین · کفری
-
اندوخته (به ویژه برای هزینه های کم) · پول توجیبی زنها (برای مخارج اضطراری)
-
دیوانه کردن