ترجمه "magical" به فارسی

جادویی, سحرآمیز, اغواکننده بهترین ترجمه های "magical" به فارسی هستند.

magical adjective دستور زبان

Of or relating to magic. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جادویی

    Dervish says something magical and points at the guards closing in on him.

    درویش کلماتی جادویی میگوید و به نگهبانهایی اشاره میکند که به طرفش میآیند.

  • سحرآمیز

    There were toys the like of which they had never seen before, all beautiful and some obviously magical.

    اسباب بازیهایی که پیش تر هرگز کسی شبیهشان را ندیده بود، همه زیبا و بعضی به راستی سحرآمیز.

  • اغواکننده

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • افسونی
    • رجوع شود به magic
    • سحر آمیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " magical " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "magical" با ترجمه به فارسی

  • سحر پنداری
  • (سابقا - دستگاه نشان دادن اسلاید) فانوس جادو · لنتر ماژیک
  • بلاگردان
  • قالیچه پرنده
  • جادو · جادوگری · جادوی سیاه · سحر
  • (از ریشه ی فارسی : مغ) · (با: away) ناپدید کردن (به طور سحرآسا) · افسون · افسون کردن · افسونی · تردستی · جادو · جادو کردن · جادوگری · جادویی · خیلی خوب · سحر · سحر آمیز · سحر کردن · سحرآمیز · شعبده بازی · طلسم · طلسم کردن · عالی · فریب · محشر · مسحور کردن · معجزه · معرکه · هر نیروی سحرانگیز · وابسته به سحر و جادو · چشم بندی · کار خارق العاده · کندایی · گول
  • مربع جادویی
  • واقعگرایی جادویی
اضافه کردن

ترجمه های "magical" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه