ترجمه "magnetism" به فارسی
مغناطیس, جذبه, گیرایی بهترین ترجمه های "magnetism" به فارسی هستند.
magnetism
noun
دستور زبان
The science which treats of magnetic phenomena. [..]
-
مغناطیس
class of physical phenomena
The next — second — equation says that there is no magnetism other than that.
بعدی — دومین معادله میگه که مغناطیس دیگری غیر از اون وجود نداره.
-
جذبه
nounFrom magnetism little by little Rodolphe had come to affinities
رود لف کمکم از جذبه مغناطیسی وارد بحث در میل ترکیبی اجسام شده بود.
-
گیرایی
-
ترجمه های کمتر
- برکشندگری
- کشندایی
- (قدیمی) رجوع شود به Hypnotism
- افسون گری
- خاصیت آهن ربایی یا مغناطیسی
- ربایش گری
- رجوع شود به magnetics
- نیروی جاذبه
- نیروی کشندا
- گرایش گری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " magnetism " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "magnetism" با ترجمه به فارسی
-
انحراف مغناطیسی
-
(شخص یا چیز) پرجاذبه · آهن ربا · آهنربا · جاذب · ربایا · مغناطيس · مغناطیس · کشش دار · کشنده · گرایش گیر · گیرا
-
(مکانیک) آهن ربایی مولد · القاگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن