ترجمه "magnetization" به فارسی
مغناطش, مغناطیسی کردن بهترین ترجمه های "magnetization" به فارسی هستند.
magnetization
noun
دستور زبان
The magnitude of the magnetic strength of a magnetized object. [..]
-
مغناطش
physical quantity
-
مغناطیسی کردن
whether indispensable to the magnetizing of the steel, or merely intended to augment the awe of the crew, is uncertain
اینکه این حرکتها برای مغناطیسی کردن سوزن ناگزیر بود یا فقط به منظور افزایش حیرت جاشو ان انجام میشد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " magnetization " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "magnetization" با ترجمه به فارسی
-
انحراف مغناطیسی
-
(شخص یا چیز) پرجاذبه · آهن ربا · آهنربا · جاذب · ربایا · مغناطيس · مغناطیس · کشش دار · کشنده · گرایش گیر · گیرا
-
(مکانیک) آهن ربایی مولد · القاگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن