ترجمه "magnify" به فارسی
بزرگ کردن, (به کمک ذره بین و غیره) بزرگ نما کردن, (در نظر اندازه یا اهمیت یا مقام) بزرگتر کردن بهترین ترجمه های "magnify" به فارسی هستند.
magnify
verb
دستور زبان
To make an object appear larger so one can see it in more detail, such as with a magnifying glass or a telescope. [..]
-
بزرگ کردن
verb -
(به کمک ذره بین و غیره) بزرگ نما کردن
-
(در نظر اندازه یا اهمیت یا مقام) بزرگتر کردن
-
ترجمه های کمتر
- (قدیمی) ستودن
- ارجمند کردن
- بسط دادن
- تقویت کردن
- درشت نما کردن
- ستایش کردن
- غلو کردن
- لاف زدن
- مبالغه کردن
- والا کردن
- گزافه گویی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " magnify " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "magnify" با ترجمه به فارسی
-
درشت نما
-
بزرگ ساز · بزرگ نما · ذره بین · ذرهبین · مبالغه کننده · میکروسکپ ساده · کسی که بزرگ یا بزرگ نما می کند
-
بزرگ نما · خيز · ذره بین · ذره بین (به ویژه برای خواندن یا بزرگ نشان دادن) · ذرهبین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن