ترجمه "maidservant" به فارسی
کنیز, کلفت, مستخدمه بهترین ترجمه های "maidservant" به فارسی هستند.
maidservant
noun
دستور زبان
A female servant, a maid [..]
-
کنیز
female servant, maid
The example of Hagar, Sarah’s maidservant, demonstrates this.
وضعیتی که برای هاجر، کنیز سارای رخ داد اهمیت داشتن چنین خصلتی را به وضوح ثابت میکند.
-
کلفت
noun -
مستخدمه
nounyes, we're maidservants anyway it's not something new
بله، در هر حال ما مستخدمه هستیم، این چیز جدیدی نیست
-
ترجمه های کمتر
- دختر
- خدمتگزار
- (زن) پیشخدمت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " maidservant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن