ترجمه "mail" به فارسی

پست, زره, رایانامه بهترین ترجمه های "mail" به فارسی هستند.

mail verb noun دستور زبان

(uncountable) electronic mail, e-mail: a computer network–based service for sending, storing, and forwarding electronic messages [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پست

    noun

    regular delivery of letters and small parcels [..]

    Please mail this letter for me.

    لطفا این نامه را برای من پست کن.

  • زره

    noun

    Frodo laid aside his cloak and took off the orc mail and flung it away.

    فرودو شنل اش را کنار گذاشت و زره او رکی را بیـرون آورد و آن را دور انـداخت.

  • رایانامه

    electronic mail

    Kontact handles your e-mail, addressbook, calendar, to-do list and more

    Kontact رایانامه ، کتاب نشانی ، تقویم ، فهرست انجام و موارد دیگر را می‌گرداند

  • ترجمه های کمتر

    • نامه
    • جوشن
    • کژین
    • پرداخت
    • برگستوان
    • (اسکاتلند) اجاره
    • (اسکاتلند) چمدان (یا هر اسباب سفر)
    • (انگلیس) وسیله ی نامه رسانی
    • (قدیمی) کیسه ی حمل مراسلات پستی
    • (پوشش سخت و زره مانند برخی جانوران) لاک
    • با پست فرستادن
    • بسته ی پستی
    • زره پوش کردن
    • سخت پوست
    • مال الاجاره
    • مراسلات پستی
    • نامه بری
    • نامه رسانی
    • نامه های ارسالی یا رسیده
    • نامه ی پستی
    • پست (postal system هم می گویند)
    • پست کردن
    • گستوان (زره زنجیره ای - به زره ساخته شده از صفحه ی فلزی می گویند: armor)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mail " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mail

The link to Windows Live Hotmail.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نامه

    noun

    The link to Windows Live Hotmail.

    Please mail this letter for me.

    لطفا این نامه را برای من پست کن.

  • پست کردن- پست

تصاویر با "mail"

عباراتی شبیه به "mail" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mail" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه