ترجمه "maimed" به فارسی
تحریف شده, مغلوط بهترین ترجمه های "maimed" به فارسی هستند.
maimed
adjective
verb
noun
Simple past tense and past participle of maim. [..]
-
تحریف شده
adjective -
مغلوط
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " maimed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "maimed" با ترجمه به فارسی
-
(مهجور) نقص عضو · آکمندی · مصدوم کردن · معلول کردن · معیوب شدن · ناتوانمند کردن · ناقص العضو کردن · چلاق کردن · چلاقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن