ترجمه "mall" به فارسی
مرکز خرید, پاساژ, تفرجگاه بهترین ترجمه های "mall" به فارسی هستند.
mall
verb
noun
دستور زبان
A large heavy wooden beetle; a mallet for driving anything with force; a maul. [..]
-
مرکز خرید
enclosed shopping centre
Maybe you went to the same camp, or shopped in the same mall.
شاید شما به اردوگاه همان رفت ، و یا در همان مرکز خرید.
-
پاساژ
nounShe got banned from the mall in Alencon.
از تو يه پاساژ داخل آلنکون انداختنش بيرون
-
تفرجگاه
nounYou have to drive through it to get to the mall.
بايد از وسطش رد بشه تا به تفرجگاه برسي
-
ترجمه های کمتر
- بازارچه
- تیمچه
- (به ویژه امریکا و کانادا - خیابان بازار مانند دارای فروشگاه ها و مغازه های متعدد و راهروهای سرپوشیده که وسایط نقلیه را راه نمی دهند) بازار
- (در بازی Pall-Mall) چکش چوبی
- محل بازی Pall-Mall
- میدان عمومی
- گردشگاه پر درخت و پرسایه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mall " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "mall"
عباراتی شبیه به "mall" با ترجمه به فارسی
-
تفرجگاه · مرکز خرید · میدان عمومی
-
بازی قدیمی : گوی چوبی را با ضربه ی چکش چوبی از میان حلقه ی آهنی که در انتهای زمین قرار داشت رد می کردند · زمین ویژه ی این بازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن