ترجمه "mammillate" به فارسی

شیرتراودار, به شکل نوک پستان, دارای غدد تراونده ی شیر بهترین ترجمه های "mammillate" به فارسی هستند.

mammillate adjective دستور زبان

Having small nipples, or small protuberances like nipples or mammae. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شیرتراودار

  • به شکل نوک پستان

  • دارای غدد تراونده ی شیر

  • نوک پستانی (mammillated هم می گویند)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mammillate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mammillate" با ترجمه به فارسی

  • دارای پستان · یا پستانک
اضافه کردن

ترجمه های "mammillate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه