ترجمه "mammock" به فارسی
پاره, جداکردن, کندن بهترین ترجمه های "mammock" به فارسی هستند.
mammock
verb
noun
دستور زبان
(archaic or dialect) A shapeless piece; a fragment. [..]
-
پاره
noun adjective -
جداکردن
-
کندن
Verb verb
-
ترجمه های کمتر
- بریده
- تکه
- (محلی)
- بخش کنده شده از چیزی
- پاره پاره کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mammock " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن