ترجمه "mammoth" به فارسی
ماموت, بسیاربزرگ, سکوییادندرون بهترین ترجمه های "mammoth" به فارسی هستند.
mammoth
adjective
noun
دستور زبان
A large, hairy, extinct elephant-like mammal of the taxonomic genus Mammuthus. [..]
-
ماموت
nounelephant-like mammal [..]
Spoke no Common, but gods, he was built like a mammoth.
هم زبون ما نبود ، اما خداي من ، هيکلش مثل يک ماموت بود.
-
بسیاربزرگ
-
سکوییادندرون
-
ترجمه های کمتر
- سترگ
- (دیرین شناسی) ماموت (نوعی فیل پشمالو و بزرگ از جنس Mammuthus که اکنون نابود شده است)
- (مجازی) عظیم
- جنس درخت غول
- سكوييا ژيگانتئا
- غول پیکر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mammoth " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "mammoth"
عباراتی شبیه به "mammoth" با ترجمه به فارسی
-
ماموت (درخت)
-
ماموت پشمالو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن