ترجمه "maneuver" به فارسی
مانور, رزمایش, ترفند بهترین ترجمه های "maneuver" به فارسی هستند.
maneuver
verb
noun
دستور زبان
(US) A movement, often one performed with difficulty. [..]
-
مانور
a movement, often one performed with difficulty
We hire military and test pilots to do the maneuvering.
ما خلبانان نظامی و آزمايشي را برای انجام مانور استخدام كرديم.
-
رزمایش
nouna large training exercise of military troops
-
ترفند
noun
-
ترجمه های کمتر
- تدبیر
- شگرد
- مانوردادن
- تمهید
- قبولاندن
- فنون
- (آرایش و حرکت قشون یا کشتی و غیره طبق نقشه و حساب قبلی) مانور
- (با مهارت یا حیله) واداشتن
- (جمع) تمرین جنگ
- با مهارت عمل کردن
- تدابیر جنگی
- ترفند ارتشی
- ترفند به کار بردن
- ترفند جنگی به کار بردن
- جنگ آزمون (به منظور آموزش و آماده سازی)
- جنگ آزمون کردن
- جنگ ترفند
- رزم آرایی
- شگرد زدن
- مانور دادن
- مانور شرکت دادن
- ماهرانه انجام دادن
- مشق نظامی
- مشق کردن
- وادار کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " maneuver " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "maneuver" با ترجمه به فارسی
-
(مثلا هنگام زیررفت یا فرازرفت هواپیما) باد کردن لپ ها و بینی (برای خنثی کردن کمبود فشار هوا) · عمل والسالوا
-
(پزشکی) مانور هایملیک (در مورد کسانی که چیزی در گلوی آنها گیر کرده است : فشار دادن شدید و ناگهانی شکم درست زیر جناق سینه)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن