ترجمه "manful" به فارسی
شجاع, مردانه, دلیر بهترین ترجمه های "manful" به فارسی هستند.
manful
adjective
دستور زبان
Showing the characteristics considered typical of a man; macho or manly [..]
-
شجاع
adjectiveHe is such a worthy and excellent man, our dear Vyazmitinov. .
وی ازمی تینوف مهربان ما مردی شجاع و شایستهای است.
-
مردانه
adjectiveHe was a man of about thirty, with a muscular throat and a large, mobile mouth.
مردی بود حدود سی ساله، با گلویی مردانه و دهانی برزگ و جنبان.
-
دلیر
Defarge of the wine shop worked like a manful soldier, Two fierce hours.
دوفارژ میخانه دار دو ساعت سهمناک چون سربازی دلیر تلاش میکرد.
-
مصمم
'What are you up to? ' said the man, seating himself deliberately.
مرد در حالی که مینشست با قیافهای مصمم به سخن آمد و گفت: باز مشغول چه کار بودی؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " manful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "manful" با ترجمه به فارسی
-
پسری از انسان
-
(امریکا) رودخانه ی می سی سی پی
-
مرد بیوه
-
(در صف) نفر آخر · (در نمایش های کمدی عامیانه) هر یک از دو هنر پیشه ای که در طرفین ردیف جلو نشسته و با هنرپیشه ی روی صحنه مکالمه می کنند
-
آخرین نفر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن