ترجمه "mantle" به فارسی

شنل, پوشش, گوشته بهترین ترجمه های "mantle" به فارسی هستند.

mantle verb noun دستور زبان

(transitive) To cover or conceal (something). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شنل

    noun

    She was loping across the court in her old black riding habit and mantle as before.

    با همان لباس سواری و شنل همیشگی از حیاط میگذشت.

  • پوشش

    noun

    The elder girl was removing the mud from the bottom of her mantle, with a careless air;

    دختر بزرگ با وضعی بی اعتناء لکههای گل را از پایین بالا پوشش میتراشید.

  • گوشته

    part of the interior of the planet Earth

    Like a pot of soup cooking on a stove, the mantle is churning.

    درست شبیه سوپ داخل دیگ گوشته دائما در حرکت است

  • ترجمه های کمتر

    • پرده
    • دیوار
    • روکش
    • خرقه
    • دربرگیر
    • جدار
    • دماغه
    • پتو
    • مانع
    • (باز شکاری نشسته) بال ها را روی پاها گستردن
    • (جانورشناسی) پوشن 0
    • (زمین شناسی - لایه ی میان پوسته و هسته ی کره ی زمین) جبه
    • (صورت) سرخ شدن 2
    • (فلز گدازی و غیره) دیواره ی خارجی کوره بلند
    • (مثل شنل روی چیزی) پراکنده شدن
    • (چراغ توری) توری
    • (کالبد شناسی - قدیمی) پوسته ی مغز (رجوع شود به cortex of the cerebrum)
    • جلد کوره
    • رجوع شود به mantel
    • رجوع شود به mantlerock
    • ردا (به طور مجازی نشان قدرت و ارج است)
    • رویه دار شدن یا کردن 1
    • پنهان ساز
    • پنهان کردن یا شدن
    • پوشاندن (مانند شنل یا روپوش)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mantle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mantle proper noun

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Mantle" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mantle در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "mantle" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mantle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه