ترجمه "mantling" به فارسی

مصالح, مواد لازم برای پوشش, کف زنی بهترین ترجمه های "mantling" به فارسی هستند.

mantling noun verb دستور زبان

Present participle of mantle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مصالح

  • مواد لازم برای پوشش

  • کف زنی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mantling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mantling" با ترجمه به فارسی

  • (باز شکاری نشسته) بال ها را روی پاها گستردن · (جانورشناسی) پوشن 0 · (زمین شناسی - لایه ی میان پوسته و هسته ی کره ی زمین) جبه · (صورت) سرخ شدن 2 · (فلز گدازی و غیره) دیواره ی خارجی کوره بلند · (مثل شنل روی چیزی) پراکنده شدن · (چراغ توری) توری · (کالبد شناسی - قدیمی) پوسته ی مغز (رجوع شود به cortex of the cerebrum) · جدار · جلد کوره · خرقه · دربرگیر · دماغه · دیوار · رجوع شود به mantel · رجوع شود به mantlerock · ردا (به طور مجازی نشان قدرت و ارج است) · روکش · رویه دار شدن یا کردن 1 · شنل · مانع · پتو · پرده · پنهان ساز · پنهان کردن یا شدن · پوشاندن (مانند شنل یا روپوش) · پوشش · گوشته
  • (در چراغ گاز) توری · کلاه توری
  • کانگوروی درختی طلاییپوش
  • خارنوک آبی پوش
  • پای شیر
اضافه کردن

ترجمه های "mantling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه