ترجمه "marble" به فارسی
مرمر, تیله, تک بهترین ترجمه های "marble" به فارسی هستند.
marble
adjective
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To interlace (meat, usually beef, pork, or lamb) (with fat); to cause (meat) to be interlaced (with fat). [..]
-
مرمر
nouncrystalline limestone
It was as cold as a block of marble.
دستش، مثل یک تکه سنگ مرمر، سرد بود.
-
تیله
spherical ball [..]
Perhaps you can train the marbles to unmask the thief.
شاید بتوانی تیله ه ا را آموزش بدهی که چهره دزد واقعی را افشا کنند.
-
تک
adjective nounspherical ball
-
ترجمه های کمتر
- سنگ مرمر
- رخام
- مرمری
- مرمرین
- گلوله
- تشیره
- تیشله
- پگ
- (جمع - با فعل مفرد به کار می رود) تیله بازی
- (همانند مرمر) دارای رگه و نقش کردن
- (گوشت) دارای رگه های سپید چربی بودن یا کردن
- از سنگ مرمر
- تیله بازی
- دارای نقش مرمری کردن (به ویژه کاغذ و جلد کتاب و شیشه)
- رگه دار
- سنگ مرمریت
- نقش مرمری
- هر چیز مرمر مانند (از نظر سختی یا رنگ یا سردی و صافی و غیره)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " marble " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Marble
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Marble" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Marble در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "marble"
عباراتی شبیه به "marble" با ترجمه به فارسی
-
مرمرهای الجین (مجموعه ای از تندیس های مرمرین معبد کهن پارتنون در آتن امروزه در بریتانیا است)
-
ماهیگیرک تاجدار مرمری
-
(به ویژه در مورد سه طرف بریده شده ی کتاب) رنگ آمیزی و آرایش با طرح مرمری · ظاهر مرمر مانند
-
مرمرین مجمع مردگان، گورستان، آرامستان
-
(شیرینی پزی) کیک پلنگی (کیک سفید دارای رگه های شکلاتی)
-
سخت · مر مرنما · مرمری
-
سمندر مرمرین
-
زردهبر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن