ترجمه "marbled" به فارسی

ابری, رگ رگ, مخطط بهترین ترجمه های "marbled" به فارسی هستند.

marbled adjective verb دستور زبان

Composed of marble; having a marble exterior. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابری

    adjective noun
  • رگ رگ

  • مخطط

    The rest of his body was so streaked, and spotted, and marbled with the same shrouded hue

    باقی تنه او چنان با همان رنگ مخطط و منقوط و مهره نشان بود

  • مر مرنما

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " marbled " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "marbled"

عباراتی شبیه به "marbled" با ترجمه به فارسی

  • مرمرهای الجین (مجموعه ای از تندیس های مرمرین معبد کهن پارتنون در آتن امروزه در بریتانیا است)
  • ماهیگیرک تاجدار مرمری
  • (به ویژه در مورد سه طرف بریده شده ی کتاب) رنگ آمیزی و آرایش با طرح مرمری · ظاهر مرمر مانند
  • مرمرین مجمع مردگان، گورستان، آرامستان
  • (شیرینی پزی) کیک پلنگی (کیک سفید دارای رگه های شکلاتی)
  • سخت · مر مرنما · مرمری
  • (جمع - با فعل مفرد به کار می رود) تیله بازی · (همانند مرمر) دارای رگه و نقش کردن · (گوشت) دارای رگه های سپید چربی بودن یا کردن · از سنگ مرمر · تشیره · تک · تیشله · تیله · تیله بازی · دارای نقش مرمری کردن (به ویژه کاغذ و جلد کتاب و شیشه) · رخام · رگه دار · سنگ مرمر · سنگ مرمریت · مرمر · مرمری · مرمرین · نقش مرمری · هر چیز مرمر مانند (از نظر سختی یا رنگ یا سردی و صافی و غیره) · پگ · گلوله
  • سمندر مرمرین
اضافه کردن

ترجمه های "marbled" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه