ترجمه "marinate" به فارسی
ژفیدن, (به گوشت) چاشنی زدن, گوشت را (در سرکه یا آبلیمو و غیره) خواباندن بهترین ترجمه های "marinate" به فارسی هستند.
marinate
verb
دستور زبان
To allow a sauce or flavoring mixture to absorb into something; to steep or soak something in a marinade to flavor or prepare it for cooking. [..]
-
ژفیدن
-
(به گوشت) چاشنی زدن
-
گوشت را (در سرکه یا آبلیمو و غیره) خواباندن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " marinate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "marinate" با ترجمه به فارسی
-
اقيانوسشناسي زيستي · اکولوژی دریایی · بوم شناسی دریایی · زيستشناسي دريايي
-
اقيانوسشناسي زيستي · اکولوژی دریایی · بوم شناسی دریایی · بیولوژی دریا · زيستشناسي دريايي · زیست شناسی دریایی · زیستشناسی دریا · زیستشناسی دریایی
-
برف دریایی
-
گربهماهي دريايي (درياهاي گرم)
-
سوفچه سفيد · سوفچه شنزي · ماهی باس دریایی
-
(ارتش) آماده ی عملیات در دریا و خشکی · (امریکا) تفنگ دار دریایی · (نقاشی و عکس برداری) تصویر دریا · آبزی · بحری · برای مصرف یا کاربرد در دریا · تصویر کشتی · تکاور(ان) دریایی · دریازاد · دریازی · دریایی · رجوع شود به maritime · عضو تفنگ داران دریایی · ناوهای جنگی · ناوگان · ناوگان بازرگانی · وابسته به دریا و اقیانوس · وابسته به دریانوردی و کشتیرانی · وابسته به نیروهای دریا خشکی
-
گربهماهي دريايي (درياهاي شمالي)
-
جانوران آبزی · جانوران دريايي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن