ترجمه "marine" به فارسی
دریایی, ناوگان, آبزی بهترین ترجمه های "marine" به فارسی هستند.
Of, or pertaining to, the sea (marine biology, marine insurance.) [..]
-
دریایی
adjectiveLobsters belong to a class of marine animals.
میگو به دسته ی حیوانات دریایی تعلق دارد.
-
ناوگان
Hammond, a former merchant marine, has been working for the charter bus company.
هموند ، عضو ناوگان بازرگانی سابق برای شرکت اتوبوس رانی کار می کرده.
-
آبزی
At the extreme opposite end of the size scale, the class of marine bacteria,
درست در نقطه مقابل اینها از لحاظ جثه، طبقه باکتریهای آبزی را داریم،
-
ترجمه های کمتر
- دریازی
- بحری
- دریازاد
- (ارتش) آماده ی عملیات در دریا و خشکی
- (امریکا) تفنگ دار دریایی
- (نقاشی و عکس برداری) تصویر دریا
- برای مصرف یا کاربرد در دریا
- تصویر کشتی
- تکاور(ان) دریایی
- رجوع شود به maritime
- عضو تفنگ داران دریایی
- ناوهای جنگی
- ناوگان بازرگانی
- وابسته به دریا و اقیانوس
- وابسته به دریانوردی و کشتیرانی
- وابسته به نیروهای دریا خشکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " marine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Of, or pertaining to, a marine corps. [..]
"Marine" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Marine در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "marine"
عباراتی شبیه به "marine" با ترجمه به فارسی
-
اقيانوسشناسي زيستي · اکولوژی دریایی · بوم شناسی دریایی · زيستشناسي دريايي
-
اقيانوسشناسي زيستي · اکولوژی دریایی · بوم شناسی دریایی · بیولوژی دریا · زيستشناسي دريايي · زیست شناسی دریایی · زیستشناسی دریا · زیستشناسی دریایی
-
برف دریایی
-
گربهماهي دريايي (درياهاي گرم)
-
سوفچه سفيد · سوفچه شنزي · ماهی باس دریایی
-
گربهماهي دريايي (درياهاي شمالي)
-
جانوران آبزی · جانوران دريايي
-
علوم اقيانوسي · علوم دریایی