ترجمه "marshal" به فارسی
مارشال, سپهسالار, (ارتش) ارتشبد بهترین ترجمه های "marshal" به فارسی هستند.
marshal
verb
noun
دستور زبان
A high-ranking officer in the household of a medieval prince or lord, who was originally in charge of the cavalry and later the military forces in general. [..]
-
مارشال
nounAnd the marshal disappeared through a side door.
آن گاه مارشال از یک در جنبی ناپدید شد.
-
سپهسالار
noun -
(ارتش) ارتشبد
-
ترجمه های کمتر
- (اشیا یا اندیشه ها و غیره) آراستن
- (امریکا) کلانتر
- (انگلیس) مارشال نیروی هوایی
- (در اصل) مهتر
- (در مراسم رژه و فارغ التحصیلی و غیره) رهبری کردن
- (دررژه ها و مراسم فارغ التحصیلی و غیره) ناظم صف و متصدی تشریفات
- (قرون وسطی) صاحب منصب عالیرتبه ی دربار
- اسب دار (در اسطبل های سلطنتی یا اشرافی)
- بالاترین رتبه ی نظامی (در بیشتر کشورها)
- رئیس آتش نشانی
- رئیس شهربانی
- رزم آرایی کردن
- صف آرایی کردن
- فیلد مارشال
- مامور دادگاه
- مباشر کل
- نظم و ترتیب دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " marshal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Marshal
proper
An English surname, a rare spelling of Marshall. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Marshal" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Marshal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "marshal"
عباراتی شبیه به "marshal" با ترجمه به فارسی
-
مارشال مک لوهان (نویسنده ی کانادایی)
-
جورج مارشال (سردار و دولتمرد امریکایی) · مارشال
-
جزایر مارشال · جمهوري جزاير مارشال
-
ارتشبد · فیلد مارشال
-
(انگلیس) وزیر تشریفات و رئیس اداره ی عناوین اشرافی و شجره های خانوادگی
-
تورگود مارشال
-
جمهوري جزاير مارشال
-
پاسدار هواپیما (معمولا در لباس شخصی - برای جلوگیری از هواپیما ربایی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن