ترجمه "marshall" به فارسی

مارشال, جورج مارشال (سردار و دولتمرد امریکایی) بهترین ترجمه های "marshall" به فارسی هستند.

marshall noun دستور زبان

(US) Alternative spelling of marshal. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مارشال

    noun

    And the marshal disappeared through a side door.

    آن گاه مارشال از یک در جنبی ناپدید شد.

  • جورج مارشال (سردار و دولتمرد امریکایی)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " marshall " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Marshall proper noun

An English and Scottish status surname for someone who was in charge of the horses of a royal household, or an occupational surname for someone who looked after horses, or was responsible for the custody of prisoners [..]

+ اضافه کردن

"Marshall" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Marshall در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "marshall"

عباراتی شبیه به "marshall" با ترجمه به فارسی

  • مارشال مک لوهان (نویسنده ی کانادایی)
  • جزایر مارشال · جمهوري جزاير مارشال
  • ارتشبد · فیلد مارشال
  • (انگلیس) وزیر تشریفات و رئیس اداره ی عناوین اشرافی و شجره های خانوادگی
  • تورگود مارشال
  • جمهوري جزاير مارشال
  • پاسدار هواپیما (معمولا در لباس شخصی - برای جلوگیری از هواپیما ربایی)
  • (ارتش) ارتشبد · (اشیا یا اندیشه ها و غیره) آراستن · (امریکا) کلانتر · (انگلیس) مارشال نیروی هوایی · (در اصل) مهتر · (در مراسم رژه و فارغ التحصیلی و غیره) رهبری کردن · (دررژه ها و مراسم فارغ التحصیلی و غیره) ناظم صف و متصدی تشریفات · (قرون وسطی) صاحب منصب عالیرتبه ی دربار · اسب دار (در اسطبل های سلطنتی یا اشرافی) · بالاترین رتبه ی نظامی (در بیشتر کشورها) · رئیس آتش نشانی · رئیس شهربانی · رزم آرایی کردن · سپهسالار · صف آرایی کردن · فیلد مارشال · مارشال · مامور دادگاه · مباشر کل · نظم و ترتیب دادن
اضافه کردن

ترجمه های "marshall" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه