ترجمه "masculinize" به فارسی
(زن را) دارای ویژگی های مردانه کردن, مذکر کردن, نرینه کردن بهترین ترجمه های "masculinize" به فارسی هستند.
masculinize
verb
دستور زبان
(transitive) To make masculine; to give typically male characteristics. [..]
-
(زن را) دارای ویژگی های مردانه کردن
-
مذکر کردن
-
نرینه کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " masculinize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "masculinize" با ترجمه به فارسی
-
بشکل مذکر · مردانه
-
تذکیر · ذکوریت · مرد · مردانگی · مردی · نری
-
مرد سالاری
-
(دستور زبان) مذکر · (دستور زبان) واژه ی مذکر · (زن) مرد مانند · (معانی بیان - سطر شعر) دارای قافیه ای که در هجای آخر سطر بوده وموکد است (مثلا: hill و fill یا destroy و enjoy) · (موسیقی) دارای کادانس که با تن موکد پایان می یابد · جوانمرد · دلیر · زمخت · مذکر · مرد · مردانه · نر · نروک · نرینه · نکره · نیرومند · هجای آخر هر سطر (اگر موکد باشد) · هجای پایانی و موکد · وابسته به مردان و پسران · پرزور · پسرانه · گشن
-
نرینگی
-
تذکیر · ذکوریت · مرد · مردانگی · مردی · نری
-
(دستور زبان) مذکر · (دستور زبان) واژه ی مذکر · (زن) مرد مانند · (معانی بیان - سطر شعر) دارای قافیه ای که در هجای آخر سطر بوده وموکد است (مثلا: hill و fill یا destroy و enjoy) · (موسیقی) دارای کادانس که با تن موکد پایان می یابد · جوانمرد · دلیر · زمخت · مذکر · مرد · مردانه · نر · نروک · نرینه · نکره · نیرومند · هجای آخر هر سطر (اگر موکد باشد) · هجای پایانی و موکد · وابسته به مردان و پسران · پرزور · پسرانه · گشن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن