ترجمه "mash" به فارسی
ماش, خمیر کردن, له کردن بهترین ترجمه های "mash" به فارسی هستند.
mash
verb
noun
دستور زبان
(obsolete) A mesh [..]
-
ماش
noun -
خمیر کردن
verbMixed, mashed, and beat.
مخلوط کردم ، خمیر کردم ، له کردم
-
له کردن
verbmashed some of it salt and butter, for dinner.
بعد مقداری از آن هال را با نمک و کره له کرده و گذاشت سر میز ناهار
-
ترجمه های کمتر
- معجون
- خردکردن
- پخچودن
- دلربایی
- (آبجوسازی) خیسانده ی مالت
- (خوراک دام) نواله
- (سیب زمینی و غیره) پوره
- (قدیمی - خودمانی) لاس زدن
- آمیزه ی درهم و برهم
- اظهار علاقه ی جنسی کردن
- به صورت پوره درآوردن
- تجاوز کردن
- خرد شدن
- خرد و خمیر کردن
- خیسانده ی سبوس و جو و کاه
- مالت را خیساندن
- هر آمیزه ی نرم وخمیر مانند
- چیز قاتی پاتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mash " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
MASH
Acronym
Mobile Army Surgical Hospital [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"MASH" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای MASH در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "mash"
عباراتی شبیه به "mash" با ترجمه به فارسی
-
پوره سیبزمینی
-
پوره سیبزمینی
-
آبجوسازی · خيساندن مالت · مالتسازي
-
(در ویسکی سازی) خمیر آبکی (کمی ترشیده)
-
آبجوسازی · خيساندن مالت · مالتسازي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن