ترجمه "mask" به فارسی

ماسک, نقاب, صورتک بهترین ترجمه های "mask" به فارسی هستند.

mask verb noun دستور زبان

A cover, or partial cover, for the face, used for disguise or protection. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماسک

    noun

    cover for the face [..]

    He's a hero, and he's probably pretty cute under that mask.

    اون يه قهرمانه ، و احتمالا زير اون ماسک هم خوشتيپ باشه.

  • نقاب

    noun

    cover for the face

    We all need to take off the mask sometimes.

    همه مون لازمه بعضي وقتا نقاب هامون رو برداريم.

  • صورتک

    شی است که به طور معمول برای پوشاندن صورت به کار میرود

    One man wore the mask of the Lone Ranger, the other the mask of Captain Midnite.

    یکی از انان صورتک لون رنجر قهرمان کارتن بچهها و دیگری صورتک کاپیتان می دنایت.

  • ترجمه های کمتر

    • رخپوش
    • پوشش
    • بالماسکه
    • پرده
    • پوشاندن
    • رخگیر
    • سرتندیس
    • روبند
    • تظاهر
    • (ارتش - وسیله ی استتار توپخانه و عملیات جنگی و غیره) پنهان ساز 1
    • (تئاتر یونان و روم) ماسک (که هویت شخصیت را آشکار می کرد و ضمنا صدای هنرپیشه را نیز تقویت می کرد)
    • (جانورشناسی) نواره ی رنگی صورت جانور (به ویژه در راستای چشمان)
    • (حشره شناسی) سازواره ی نقاب مانند 0
    • (در مهمانی ها و غیره) نقاب زدن
    • (صدا یا مزه یا بو و غیره را) نامحسوس کردن 5
    • (عکاسی) نورگیر
    • (نقاب وار)پوشاندن
    • آدم رخپوش دار
    • با نوار چسب پوشاندن
    • بروز ندادن 4
    • رجوع شود به masque 3
    • رجوع شود به masquerade
    • رخپوش زدن
    • روکش کردن 6
    • مات نما 2
    • ماسک زدن
    • مجسمه ی صورت و گردن
    • نقاب پوش
    • نهان داشتن
    • نهان کردن
    • هر چیزی که پنهان کند یا ظاهر را عوض کند
    • پنهان کردن
    • پوشش ایمنی چهره
    • چهره پوش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mask " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mask

Mask (film)

+ اضافه کردن

"Mask" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mask در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "mask"

عباراتی شبیه به "mask" با ترجمه به فارسی

  • ماسک غواصی
  • (گیاه شناسی) رجوع شود به personate · رخپوش دار · ماسک دار · مستتر · نقاب زده · نهان · پنهان · چهره پوش دار
  • سنگچشم پیشانیسفید
  • ماسک ضد گاز · ماسک گاز
  • بیویام
  • خروس کولی نقابدار
  • ماسک دستیابی
  • بالهپنجه نقابدار
اضافه کردن

ترجمه های "mask" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه