ترجمه "masked" به فارسی
(گیاه شناسی) رجوع شود به personate, رخپوش دار, ماسک دار بهترین ترجمه های "masked" به فارسی هستند.
masked
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of mask. [..]
-
(گیاه شناسی) رجوع شود به personate
-
رخپوش دار
-
ماسک دار
One more victory and the masked killer gains his freedom.
یک پیروزی دیگه ، و قاتل ماسک دار آزادیش رو بدست میاره.
-
ترجمه های کمتر
- مستتر
- نقاب زده
- نهان
- پنهان
- چهره پوش دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " masked " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "masked" با ترجمه به فارسی
-
(ارتش - وسیله ی استتار توپخانه و عملیات جنگی و غیره) پنهان ساز 1 · (تئاتر یونان و روم) ماسک (که هویت شخصیت را آشکار می کرد و ضمنا صدای هنرپیشه را نیز تقویت می کرد) · (جانورشناسی) نواره ی رنگی صورت جانور (به ویژه در راستای چشمان) · (حشره شناسی) سازواره ی نقاب مانند 0 · (در مهمانی ها و غیره) نقاب زدن · (صدا یا مزه یا بو و غیره را) نامحسوس کردن 5 · (عکاسی) نورگیر · (نقاب وار)پوشاندن · آدم رخپوش دار · با نوار چسب پوشاندن · بالماسکه · بروز ندادن 4 · تظاهر · رجوع شود به masque 3 · رجوع شود به masquerade · رخپوش · رخپوش زدن · رخگیر · روبند · روکش کردن 6 · سرتندیس · صورتک · مات نما 2 · ماسک · ماسک زدن · مجسمه ی صورت و گردن · نقاب · نقاب پوش · نهان داشتن · نهان کردن · هر چیزی که پنهان کند یا ظاهر را عوض کند · پرده · پنهان کردن · پوشاندن · پوشش · پوشش ایمنی چهره · چهره پوش
-
ماسک غواصی
-
سنگچشم پیشانیسفید
-
ماسک ضد گاز · ماسک گاز
-
بیویام
-
خروس کولی نقابدار
-
ماسک دستیابی
-
بالهپنجه نقابدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن