ترجمه "masquerade" به فارسی
بالماسکه, تظاهر, ریا بهترین ترجمه های "masquerade" به فارسی هستند.
masquerade
verb
noun
دستور زبان
A party or assembly of people wearing masks, and amusing themselves with dancing, conversation, or other diversions. [..]
-
بالماسکه
nounWe're gonna make the birthday a monster masquerade party.
یه جشن بالماسکه و تولد رو با هم میگیریم
-
تظاهر
The masquerade would fail, and besides, masquerade was foreign to his nature.
نمیتوانست تظاهر به همانندی با آنها بکند تظاهر دروغین به شکست میانجامد و تازه طبیعت او به تظاهر خو نگرفته بود.
-
ریا
noun
-
ترجمه های کمتر
- تظاهرکردن
- تغییرقیافه
- وانمودسازی
- سالوس
- دورویی
- فریبکاری
- ریاکاری
- فریب
- جامه ی مبدل
- در بالماسکه شرکت کردن
- در مهمانی رخپوش داران شرکت کردن
- ریا کاری کردن
- ظاهر قلابی
- لباس و رخپوش برای این مهمانی
- مهمانی که در آن رخپوش زنند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " masquerade " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "masquerade" با ترجمه به فارسی
-
بالماسکه
-
بالماسکه
-
بالماسکه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن