ترجمه "massive" به فارسی
بزرگ, کلان, عظیم بهترین ترجمه های "massive" به فارسی هستند.
massive
adjective
noun
دستور زبان
Of or pertaining to a large mass; weighty, heavy, or bulky. [..]
-
بزرگ
adjectiveShe could not restrain a cry as she saw it there tranquil and massive, couched upon the meadows.
با دیدن خانه، چنان بزرگ و آرام و جای گرفته در دل مرغزار، نتوانست فریاد نکشد.
-
کلان
adjectiveThe international community responded with massive humanitarian relief,
جامعهی بین الملل با کمکهای کلان بشردوستانه واکنش نشان داد،
-
عظیم
adjectiveThere was a massive explosion yesterday in South Manhattan.
دیروز توی منهتن جنوبی یه انفجار عظیم اتفاق افتاده.
-
ترجمه های کمتر
- عظيم
- گسترده
- شدید
- سنگین
- حجیم
- وسیع
- ستبر
- زیادوار
- ژفت
- گنجا
- سترگ
- (زمین شناسی) یکپارچه
- (کان شناسی - نامنظم از نظر شکل و گاهی بلورین از نظر ساختمان درونی) نادیسه
- انبوه وار
- بسیار زیاد
- بیش از معمول
- شدید و دامنه دار
- غول آسا
- هم ساخت
- همه جانبه
- یک پارچه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " massive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "massive" با ترجمه به فارسی
-
ذره جرمدار
-
بازی برخط چندنفره گسترده
-
بخش عمده · بزرگی · توپری · جسامت · سنگینی · کلانی · گندگی
-
درس باز آنلاین بزرگ
-
بازی نقش آفرینی بر خط چندنفره گسترده
-
بخش عمده · بزرگی · توپری · جسامت · سنگینی · کلانی · گندگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن