ترجمه "massiveness" به فارسی
توپری, جسامت, کلانی بهترین ترجمه های "massiveness" به فارسی هستند.
massiveness
noun
دستور زبان
The property of being massive. [..]
-
توپری
-
جسامت
-
کلانی
-
ترجمه های کمتر
- گندگی
- سنگینی
- بزرگی
- بخش عمده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " massiveness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "massiveness" با ترجمه به فارسی
-
ذره جرمدار
-
بازی برخط چندنفره گسترده
-
درس باز آنلاین بزرگ
-
(زمین شناسی) یکپارچه · (کان شناسی - نامنظم از نظر شکل و گاهی بلورین از نظر ساختمان درونی) نادیسه · انبوه وار · بزرگ · بسیار زیاد · بیش از معمول · حجیم · زیادوار · ستبر · سترگ · سنگین · شدید · شدید و دامنه دار · عظيم · عظیم · غول آسا · هم ساخت · همه جانبه · وسیع · ژفت · کلان · گسترده · گنجا · یک پارچه
-
بازی نقش آفرینی بر خط چندنفره گسترده
-
(زمین شناسی) یکپارچه · (کان شناسی - نامنظم از نظر شکل و گاهی بلورین از نظر ساختمان درونی) نادیسه · انبوه وار · بزرگ · بسیار زیاد · بیش از معمول · حجیم · زیادوار · ستبر · سترگ · سنگین · شدید · شدید و دامنه دار · عظيم · عظیم · غول آسا · هم ساخت · همه جانبه · وسیع · ژفت · کلان · گسترده · گنجا · یک پارچه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن