ترجمه "mast" به فارسی
دکل, تیر, دیرک بهترین ترجمه های "mast" به فارسی هستند.
A tall, slim post or tower, usually tapering upward, used to support, for examples, the sails on a ship, flags, floodlights, or communications equipment such as an aerial, usually supported by guy-wires. [..]
-
دکل
support of a sail
A roof inspires him with no more fear than a mast.
همچنانکه ملوان مادرزاد است نه یک شیروانی میترساندش نه یک دکل.
-
تیر
noun -
دیرک
Nine times, I climbed to the top of her 90-foot mast.
نه بار من از دیرک ۲۷ متری آن بالا رفتم.
-
ترجمه های کمتر
- مازبر
- تير
- (در جرثقیل و دستگاه حفاری و غیره) دکل
- (نیروی دریایی امریکا)گردهمایی افراد که طی آن فرمانده به درخواست ها و تخلفات جزئی رسیدگی می کند (نام کامل آن : captain's mast)
- (پایه ی بلند آنتن رادیو یا تلویزیون و غیره) میله
- (کشتی) دکل (که طناب بادبان ها یا رادار یا دیده بان گاه و غیره بر آن سوار است)
- خوراک خوک (حاوی بلوط و فندق و غیره)
- دکل دار کردن
- دکل روی چیزی قرار دادن
- میوه های جنگلی (که به عنوان خوراک به خوک می دهند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mast " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Initialism for military antishock trousers; inflatable trousers that apply pressure to the inferior half of a patient's body to decrease bloodloss and prevent the onset of shock similar to a tourniquet.
"MAST" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای MAST در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "mast"
عباراتی شبیه به "mast" با ترجمه به فارسی
-
ماستسل · ماستسلها
-
رجوع شود به -masto (پیش از واکه به کار می رود)
-
(به ویژه پرچم) نیم افراشته (مثلا هنگام عزا) · نیمافراشتگی · نیمه افراشته کردن
-
(کالبد شناسی - زیست شناسی) یاخته ی شخاخواه (قلیاخواه)
-
(کشتی) دکل زبرین
-
دکل مخابراتی
-
سر دکل (کشتی بادبانی قدیم)
-
دکل اصلی