ترجمه "mast-" به فارسی

رجوع شود به -masto (پیش از واکه به کار می رود) ترجمه "mast-" به فارسی است.

mast- Prefix

Of or relating to the mastoid process. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رجوع شود به -masto (پیش از واکه به کار می رود)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mast- " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mast-" با ترجمه به فارسی

  • (در جرثقیل و دستگاه حفاری و غیره) دکل · (نیروی دریایی امریکا)گردهمایی افراد که طی آن فرمانده به درخواست ها و تخلفات جزئی رسیدگی می کند (نام کامل آن : captain's mast) · (پایه ی بلند آنتن رادیو یا تلویزیون و غیره) میله · (کشتی) دکل (که طناب بادبان ها یا رادار یا دیده بان گاه و غیره بر آن سوار است) · تير · تیر · خوراک خوک (حاوی بلوط و فندق و غیره) · دکل · دکل دار کردن · دکل روی چیزی قرار دادن · دیرک · مازبر · میوه های جنگلی (که به عنوان خوراک به خوک می دهند)
  • ماستسل · ماستسلها
  • (به ویژه پرچم) نیم افراشته (مثلا هنگام عزا) · نیمافراشتگی · نیمه افراشته کردن
  • (کالبد شناسی - زیست شناسی) یاخته ی شخاخواه (قلیاخواه)
  • (کشتی) دکل زبرین
  • دکل مخابراتی
  • سر دکل (کشتی بادبانی قدیم)
  • دکل اصلی
اضافه کردن

ترجمه های "mast-" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه