ترجمه "masticatory" به فارسی

(دارو) جویدنی (ولی نه فرو دادنی), وابسته به جویدن بهترین ترجمه های "masticatory" به فارسی هستند.

masticatory adjective noun دستور زبان

Of, or relating to mastication. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (دارو) جویدنی (ولی نه فرو دادنی)

  • وابسته به جویدن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " masticatory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "masticatory" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "masticatory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه