ترجمه "maternalism" به فارسی

زایشگاه, مادری بهترین ترجمه های "maternalism" به فارسی هستند.

maternalism noun دستور زبان

the treatment of people in a motherly manner, especially by caring for them as a mother would care for her children. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زایشگاه

    noun

    get all the people born in one maternity unit,

    همۀ کسانی که در یک زایشگاه واحد متولد شده اند را در نظر بگیرید

  • مادری

    noun

    there was a look of almost maternal protection and conscious pride in Victorine's face.

    یک نوع قیافه مادری حمایتکنندهای به خود گرفته بودکه از آن مرور به نظر میرسید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " maternalism " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "maternalism" با ترجمه به فارسی

  • پیوند مادرانه
  • خاله
  • زبان مادری
  • اثرات مادري · مادرها · مادري · والدين ماده · ويژگي مادري
  • خال · خالو · دائی · دایی
  • ايمني آغوزی · ايمني جفتي · ايمني جفتگذر · ايمني جنيني · ايمني روياني · ايمني زدهاي · ايمني نوزاد · ایمنی مادری
  • (بیمارستان) بخش زایمان · آبستنی · اثرات مادري · بارداری · حاملگی · زایشگاه · زایمان · مادر بودن · مادرسانی · مادرها · مادرواری · مادرى · مادري · مادری · وابسته به آبستنی یا زایمان · وابسته به مادر و مادری · والدين ماده · ويژگي مادري · ویژگی های مادرانه
  • از طرف مادر (در برابر: از طرف پدر paternal) · امی · مادرانه · مادروار · مادرى · مادری · وابسته به یا ویژه ی مادر
اضافه کردن

ترجمه های "maternalism" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه