ترجمه "maxillary" به فارسی

(کالبدشناسی) استخوان زبرآره (فک فوقانی), زبرآره ای, وابسته به آرواره ی زبرین یا نزدیک به آن بهترین ترجمه های "maxillary" به فارسی هستند.

maxillary adjective noun دستور زبان

Of or relating to the jaw or jawbone [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (کالبدشناسی) استخوان زبرآره (فک فوقانی)

  • زبرآره ای

  • وابسته به آرواره ی زبرین یا نزدیک به آن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " maxillary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "maxillary" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "maxillary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه