ترجمه "maxim" به فارسی
اصل, مثل, قاعده کلی بهترین ترجمه های "maxim" به فارسی هستند.
(now rare) A self-evident axiom or premise; a pithy expression of a general principle or rule. [..]
-
اصل
nounThe detestable maxim,Live on the enemy! produced this leprosy
غارتگر تولید می دش، اصل نفرتآور از ما ترک دشمن زیستن این جذام را به وجود میآورد،
-
مثل
noun'Maxim did not seem to object, did he?
مثل اینکه ماکزیم هم از این شبنشینی بدش نیامده.
-
قاعده کلی
noun
-
ترجمه های کمتر
- پند
- اندرز
- آیین
- فراگفت
- (سابقا) مسلسل خودکار
- اصل عمومی
- حقیقت اشکار
- راست گویه
- ضرب المثل
- مردم گویه
- هیرام پرسی ماکسیم (مخترع امریکایی)
- گفته
- گفته اخلاقی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " maxim " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
The Maxim gun, a British machine gun of various calibres used by the British army from 1889 until World War I. [..]
"Maxim" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Maxim در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "maxim" با ترجمه به فارسی
-
بالاترین حد · بیشترین · بیشین · بیشینه · حداکثر · مهین · مهینه
-
(به بیشترین حد) وانمود کردن · (ریاضی) مهینه ساختن · به بالاترین سطح رساندن · به حداکثر رساندن · به شدیدترین حد رساندن · بیش نمایی کردن · بیشین کردن · بیشینه ساختن
-
عضو بیشین
-
بیشینه سازی
-
حد اکثر کردن · حداکثر بودن · مدیریت بر مبنای هدف
-
ماکسیم گورکی
-
بالاترین حد · بیشترین · بیشین · بیشینه · حداکثر · مهین · مهینه
-
بیشینه سازی