ترجمه "maximize" به فارسی

بیشینه ساختن, (به بیشترین حد) وانمود کردن, (ریاضی) مهینه ساختن بهترین ترجمه های "maximize" به فارسی هستند.

maximize verb دستور زبان

to make as large as possible [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیشینه ساختن

    verb
  • (به بیشترین حد) وانمود کردن

  • (ریاضی) مهینه ساختن

  • ترجمه های کمتر

    • به بالاترین سطح رساندن
    • به حداکثر رساندن
    • به شدیدترین حد رساندن
    • بیش نمایی کردن
    • بیشین کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " maximize " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Maximize
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حد اکثر کردن

  • حداکثر بودن

  • مدیریت بر مبنای هدف

عباراتی شبیه به "maximize" با ترجمه به فارسی

  • بالاترین حد · بیشترین · بیشین · بیشینه · حداکثر · مهین · مهینه
  • (سابقا) مسلسل خودکار · آیین · اصل · اصل عمومی · اندرز · حقیقت اشکار · راست گویه · ضرب المثل · فراگفت · قاعده کلی · مثل · مردم گویه · هیرام پرسی ماکسیم (مخترع امریکایی) · پند · گفته · گفته اخلاقی
  • عضو بیشین
  • بیشینه سازی
  • ماکسیم گورکی
  • بالاترین حد · بیشترین · بیشین · بیشینه · حداکثر · مهین · مهینه
  • بیشینه سازی
اضافه کردن

ترجمه های "maximize" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه