ترجمه "maximum" به فارسی

ماکسیمم, بیشینه, حداکثر بهترین ترجمه های "maximum" به فارسی هستند.

maximum adjective noun دستور زبان

The highest limit. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماکسیمم

    statistics: largest value of a batch [..]

  • بیشینه

    adjective

    math: greatest value [..]

    Size is too big. Set maximum size value?

    اندازه ، خیلی بزرگ است. مقدار اندازۀ بیشینه تنظیم شود ؟

  • حداکثر

    Their plan is to incur maximum civilian casualties.

    .نقشه شون اينکه که حداکثر صدمه انساني رو وارد کنن

  • ترجمه های کمتر

    • اوج
    • بیشین
    • بیشینی
    • مهین
    • مهینه
    • بسیار عالی
    • حد بالایی
    • حد فوقانی
    • ماکزیمم (در برابر: کمینه minimum)
    • منتها درجه
    • وابسته به بیشینه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " maximum " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Maximum
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حداکثر

    Maximum number of strokes player can take on this hole

    حداکثر تعداد ضربه‌هایی که بازیکن می‌تواند در این گودال بگیرد

تصاویر با "maximum"

عباراتی شبیه به "maximum" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "maximum" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه