ترجمه "maze" به فارسی

هزارتو, تله, ماز بهترین ترجمه های "maze" به فارسی هستند.

maze verb noun دستور زبان

A labyrinth; a puzzle consisting of a complicated network of paths or passages, the aim of which is to find one's way. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هزارتو

  • تله

    noun

    It would seem that we are rats in a maze.

    به نظر ميرسه که ما موش توي تله موش شديم

  • ماز

    noun

    The mind is a maze of memories and knowledge.

    ذهن يک ماز از خاطرات و ادراکه

  • ترجمه های کمتر

    • گمراهه
    • شکنج
    • سرگشتگی
    • هذیان
    • گیجی
    • سردرگمی
    • گره
    • باغ پر پیچ و خم
    • حیران کردن
    • سرگشته کردن
    • ماز (labybrinth هم می گویند)
    • هر چیز گیج کننده
    • پیچ راه
    • پیچ وخم
    • گیج کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " maze " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Maze proper

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Maze" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Maze در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "maze"

عباراتی شبیه به "maze" با ترجمه به فارسی

  • حیران · سرگردان · گیج
اضافه کردن

ترجمه های "maze" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه