ترجمه "mazed" به فارسی
حیران, سرگردان, گیج بهترین ترجمه های "mazed" به فارسی هستند.
mazed
adjective
verb
Simple past tense and past participle of maze. [..]
-
حیران
adjective -
سرگردان
-
گیج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mazed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mazed" با ترجمه به فارسی
-
باغ پر پیچ و خم · تله · حیران کردن · سردرگمی · سرگشته کردن · سرگشتگی · شکنج · ماز · ماز (labybrinth هم می گویند) · هذیان · هر چیز گیج کننده · هزارتو · پیچ راه · پیچ وخم · گره · گمراهه · گیج کردن · گیجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن