ترجمه "meander" به فارسی
خم, ولگردی, رودپیچ بهترین ترجمه های "meander" به فارسی هستند.
meander
verb
noun
دستور زبان
A winding, crooked, or involved course; as, the meanders of an old river. [..]
-
خم
noun -
ولگردی
-
رودپیچ
bend in the flow of a river
-
ترجمه های کمتر
- پرشکوخی
- پیچایی
- چام
- (تزیین) طرح پیچاپیچ
- (جمع) پیچاپیچی
- از این شاخ به آن شاخ پریدن
- بدون هدف حرکت کردن
- بی هدفی
- رجوع شود به labyrinth
- رود پیچ
- رودخانه ی میاندر (در یونان که مسیر پرپیچ و خمی داشت) (Maeander هم می نویسند)
- زنجیره یونانی
- ولگردی کردن
- پر پیچ و خم بودن
- پرسه زدن
- پرسه زنی
- پرپیچ و خمی (به ویژه در مورد رود یا جاده)
- پیچ خوردن (رودخانه یا راه)
- پیچ و تاب داشتن
- پیچ وخم داشتن
- پیچان راه
- پیچان رود
- گردش بدون هدف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " meander " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "meander"
عباراتی شبیه به "meander" با ترجمه به فارسی
-
پیچیده
-
میانبر پیچانرود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن